اينجا چراغي روشن است
(هفتهی نخست)
شنبه 29 فروردين
گفتمانهاي جامعهشناسي سياسي
نويسنده: حسين بشيريه، ارائهدهنده: مصطفي انتظاري
رفتارهاي سياسي بيش از آنكه تابعي از كنشهاي سياسي سياسيون در مقاطع گوناگون زماني باشد، محصول خلق چشم اندازهايي است كه در قالب يك گفتمان سياسي بروز مييابند. چنين است كه نگاهي بر گفتمانهاي مطرح در جامعهشناسي سياسي، بيش از پيش ما را با علتالعلل آنچه در عالم سياست ميگذرد، آشنا ميسازد و كتاب «گفتمانهاي جامعهشناسي سياسي» اثر حسين بشيريه، پژوهندگان در اين راه ياري ميدهد.
* * *
يكشنبه 30 فروردين
خشونت، حقوق بشر و جامعهی مدنی
نويسنده: محمدرضا نيكفر، ارائهدهنده: علي موسويان
محمدرضا نیکفر مهمترین متفکر کشورمان درنقد آرای نواندیشان دینی همچون عبدالکریم سروش و محمد مجتهدشبستری میباشد. نیکفر با آگاهی حیرتآور در باب شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعهمان به تأملورزی در راستای رهایي از تضادهای سنت و مدرنیته در خطهی فرهنگی ایران میپردازد.
نیکفر نویسندهي کتاب خشونت، حقوق بشر و جامعهی مدنی میباشد. در این کتاب نویسنده راه دستیابی به عقلانیت در جامعه را دوری جستن از جزماندیشی و خشونت میداند که این امر خود مستلزم دست یازیدن به یک هرمنوتیک بایسته میباشد که گفتمان اخلاقی را ممکن میکند.
* * *
دوشنبه 31 فروردين
درآمدي جديد به فلسفهي اخلاق
نويسنده: هري جي گنسلر، ارائهدهنده: زينب حسيني
براي ما كه، بيش و پيش از هير چيز به عقلانيت، استدلالورزي و تفكر فلسفي نيازمنديم خواندن هر اثر براستي فلسفي گشودن پنجرهاي است به سوي رهايي، هواهاي پاك، و بلنداي سرشار از روشني و سپيدي. و اينك يك پنجره. (مصطفی ملکیان)
سهشنبه 1 ارديبهشت
زبان و فرهنگ
نويسنده: کِلِر کرامش، ارائهدهنده: بهمن شهري
زبان ابزاری بنيادی است که به وسيله آن انسان امور زندگی اجتماعی خويش را به پيش ميبرد. هنگامی که زبان در بافتی ارتباطی بکار ميرود، روابطی پيچيده و چندگانه با مفهوم فرهنگ پيدا ميکند. انسانها از واژگان برای ارجاع به تجارب مشترکشان سود ميبرند و با استفاده از واژگان گوناگون به بيان حقايق، نظرات و رويدادهای متفاوت ميپردازند. همچنين واژگان انعکاسدهندهي نظرگاهها، باورها و قضاوتهای سخنگويان است. در هر دو حالت زبان بيانگر واقعيتهای فرهنگی است. اين کتاب کاوشی است در جهت تبيين ارتباط زبان و فرهنگ. مفاهيمی همچون بافت فرهنگی، زبان گفتار و فرهنگ شفاهی، زبان نوشتار و فرهنگ ادبی، زبان و هويت فرهنگی و اصالت فرهنگی از جمله موضوعاتی هستند که در اين کتاب مورد کند و کاو قرار ميگيرند. اين کتاب تحقيقي ميان رشتهای است که نويسنده کوشيده است تا از نظريههای حوزههای گوناگونی به ويژه زبانشناسی، جامعهشناسی و انسانشناسی برای بررسي ارتباط ميان زبان و فرهنگ سود ببرد.
* * *
چهارشنبه 2 ارديبهشت:
Human: The science behind what makes your unique
نويسنده: مايكل گازانيگا، ارائهدهنده: بهزاد سروري
مایکل گازانیگا، از تأثیرگذارترین روانشناسان جهان امروز، همهی تازههای علوم اعصاب را یکجا جمع کرده است. او با لحنی بیآلایش و بیتکلف، آخرین دستاوردهای علوم ذهن و مغز را در حکایتی نفسگیر و و منسجم روایت میکند. اینجا، فرصتی است برای دریافتن بهترین روایت علم از آنچه که معنای انسان بودن است.
استیون پینکر، استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد، نویسندهی کتاب لوح محفوظ
[انسان] جذابیت دادههای نوین در حوزهی عصبشناسی شناختی را به تمامی بیان میکند... لبریز از ایدههای ناب و تکاندهنده.
راما چاندرا، مرکز مغز و شناخت، دانشگاه کالیفرنیا سندیاگو، نویسندهی کتاب اشباح در مغز
برگزارکننده: سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی مشهد، دفتر دانشکدهی علوم ریاضی
زمان و مکان: دانشکدهی علوم ریاضی دانشگاه فردوسی، سالن بزرگنیا، ساعت 12 الی 14
آی آدمها
در غزه آدم میزید.
sayeesabz
لطفا به خاطر حفظ حرمت، شرم وحیا از گذاشتن کامنت جدا خوداری بفرمائید. http://gaza.ir/
قدر نمي دانيم روزها مي خوانديم و ميخوانديم وشبها بيش از روز باذوق وشور وشعف بيشتر مطالعه مي كرديم يادش ياد باد گروه هاي
مطالعاتي مختلف عضو ميشديم و در عرض يك ماه چند كتاب قطور را مي خوانديم مسابقه اي
در كار نبود جايزه اي هم نمي دادند ......
چشمانمان ديگر رمقي ندارد هر كدام به سوئي خيز
برداشته ايم همه از هم فراري وهمه چيز هست غير از مطالعه هاي گذشته......
خيلي وقته كه خيلي يا بيشتر دوستان چيزي ننوشته اند
انگار همه سرشون شلوغه ....
چه خبره؟!...
ديده ام
كساني راكه حسرت كشيده اند حسرت نوشيدن يك ليوان آب سرد اما دريغ .......
گاهي رسيدن به بعضي از خواسته ها يا هدفها لذت بخش است وشيرين اما بسيار زود گذر وآني اگر
بگذري به خاطر رسيدن به هدفي ديگر وبزرگتر
زيباست وشيرني اين گذشت را هنگام رسيدن به آن هدف خواهي چشيد .
sayeesabz
………………...............................................
1-دوستان
عزيز از اين كه دير به روز كردم عذر خواهم مشغله ومسافرت آن هم در اين ماه شايد
عذر موجهي نباشد....
2-قبل از
سفر به ديدن يكي از دوستان رفتم رسيدم درب خانه شان سر وصدائي بود كه نگو ونپرس در
زدم وكاش نمي زدم كه ديدم دو برادر سر يك شلوار كتان كهنه بي رنگ ورو چه دعوائي
كرده اند وچه حرفهاي ركيكي مي زنند ومادر وپدر بيچاره اش كه دلم سوخت ومن هم وارد
دعوا شدم وبي نسيب نماندم البته اين حقير ناخواسته وارد شدم مي خواستم جدا كنم كه
وارد متن دعوا شدم . عجب دنياي بي ارزشي
3-ماه
رمضان ماه آرامش ذهن وروح بدور از شكهاي .... مبارك باد.(حداقل براي من اينجوري بوده)
پنهان یا هویدا!!!!
خیلی وقتها به انسان می گویند اما من شما به راحتی وبی توجه خواهیم گذشت گوئی که اتفاقی رخ نداده است اما گاه گاهی خود انسان بدون اینکه به او گوش زد کنند متوجه می شود !
عملی ،عکس العملی ،حرفی ،رفتاری ،گفتاری که تا کنون (یا انجام نداده ایم یا هم انجام داده ایم اما متوجه نبودیم) اما اکنون هشیار هستیم
نا گاه مقایسه می کنیم ،می اندیشیم ودر خود فرو می رویم !
چه شد که اینگونه شد ،چرا اینجوری شد،این چه رفتاری بود ، چه عمل یا عکس العملی بود ،چرا من این کار رو انجام دادم؟!!!
به دنبال منشاء ظهور این حرکت یا رفتار می گردیم وخیلی از اوقات بهت زده میشویم و.... خیلی ها به سادگی خواهند گذشت بدون تامل وتفکر اما کسانی هم هستند هر چند معدود که به دنبال علت باشند
به نظر میرسد انسانها نیمه دیگری هم دارند که شاید مکمل یا کملا متناقض باشخصیت ظاهریشان باشد برای عده کثیری پنهان وبرای عده کمی هویدا است شاید منشاء این حرکات ناشناخته ویا سازنده آن شخصیت به نظر پنهان اتفاق های موثر بوده باشد که در گذشته فرد اتفاق افتاده است البته به صورت گذرا اما تا کنون خود را پنهان کرده است وفرد وقتی که در آن فظای باسازی شده اتفاقی قرار گرفته ونا خود آگاه به علت تاثیر گذار بودن آن اتفاق وعکس العمل تاثیر گذار آن روزگار ،فرد به صورت ناخود آگاه همان عکس العمل تاثیر گذار را در ذهن آورده وباز خوانی کند وطبق آن عکس العمل نشان دهد اما :
ما وقتی که خوب مقایسه می کنیم بر می خوریم به یک سری عمل وعکسالعملهائی که در زمانهای مختلف از ما سر سزده است وبا بهم چسباندن این سلسله عمل وعکس العملها به یک شخصیت یا منظومه فکری پنهان ناخود آگاه می رسیم
اما دوستان عزیز اول عذر خواهی می کنم که دیر به روز کردم چون حادثه ای برایم پیش آمد کرده بود که توانائی این که بنویسم را نداشتم وبعد اینکه درباره مطلبی که انشاء الله مطالعه کردید باید بگویم مدتی است که ذهن مرا مشغول خود کرده است اگر بگویم خیلی درست نیست چون به واقع خیلی نبوده چند ساعتی که در عبور ومرور روز مره به این مسله فکر کرده ام به نتایج جال وخوبی رسیده ام که امیدوارم از ذهن این حقیر فرار نکند تا آنها را کامل بنویسم .امیدوارم...
SAYEESABZ
گاهی ساعتها می اندیشیم ،چگونه اخلاقی
زندگی کنیم
مطالعه می کنیم ،گفتمان ،جلسات وتصمیمها
وبعدکلی مطلب می نویسیم که من اندیشه کردم وشما هم بی اندیشید واینگونه نتیجه
گرفتم وشما هم ......
اما غافل از آنکه در عمل گاهی مسائل
کوچک وریزی هست که مانسبت به آنها بی توجه هستیم
بعضیها که ادعا های بزرگی در این زمینه
دارند در محیط مجازی به راحتی بابعضی از نوشته ها ،کامنها، نظرها یا اصلا عکس اینها
نظر ندادن ها ویا ....آنچنان اخلاقی هستند.هستند؟!بیرون از این محیط راکه..... (1)
دیروز خانمی آمد وسلام و علیک ورحمه
الله که شما را فلانی معرفی کرده است وسلام گرمی رسانده ومن هفده سال ونه ماهی
دارم و....
از زندگیش که پرسیدم گفت روزی دوتا تست
می زنم وچت مختصری ومی روم بیرون که چند بی اف دارم ...
اگر من اشتباه نکرده باشم اسم دوتای
آنها محسن بود.به ادبیات وشعر وکتاب خواندن علاقه ای نداشت اصلا
آنگاه دوستان فرهیخته ای داریم که می گویند
انقلاب اروتیک در ایران.....
وعلتش ......
اما عباس کیا رستمی ومشق شب
کیا رستمی از کودکی کلاس اولی می پرسید
کارتون دوست داری یا مشق نوشتن را وکودک با معصومیتی که داشت جواب می داد مشق
نوشتن را
کیارستمی می پرسیدمی دانی تنبیه یعنی
چه؟
آره یعنی کتک زدن
چه کسی تنبیهت می کند وچگونه؟
پدرم ،چک میزند توی گوشم
چند تا؟
پنج تا
کیارستمی میپرسید اگر تو بچه میداشتی
اسمش را چه می گذاشتی ؟
حسین واگر دختر بود سارا
اگر حسین مشقش رانمی نوشت واذیت می کرد
تو تنبیهش می کردی؟ چند تا میزدیش؟
هفت تا چک میزدمش
چرا هفتا؟
پدرم وقتی عصبانی میشود هفتا چک می زند
می دونی تشویق چیه؟
نه
میدونی جایزه چیه؟
دست زدن
لودو یک ویتگنشتاین
تم های موسیقی به معنای قطعی گزاره
هستند ،شناخت ماهیت منطق به این دلیل به شناخت ماهیت موسیقی منجر می شود.(2)
شاید تا بیست وهفتم تیر ماه دیگر نتوانم
یا بهتر بگویم وقت نکنم چیزی بنویسم پس همین الان ولادت امیرالمومنین (ع)را به تمامی پدران به عنوان روز پدر ،همسران را به عنوان
روزمرد وبه خودم به خاطر روز تولدم تبریک عرض می کنم.(3)
sayeesabz
.......................................................................
1.لازم به ذکر است که شخص خاصی را در
نظر نداشتم
2.یاداشتها،لودو یک ویتگنشتاین،ترجمه
موسی دیباج ومریم حیات شاهی،انتشارات سعاد،1385
3.بماند.
سلام
این بار می خواهم از دوستی برایتان بگوبم که خداراهم می خنداند.
اسم های مختلفی دارد ........... ، .........، ..... همانند زندگیش که ابعاد گوناگونی دارد.
همه می گویند زندگیش زیباست
چون همیشه لبخند بر لبانش شکفته دیدند.
گویند که نداند غصه وغم به چه معناست ولی
من می دانم
پدرش سرمایه دارست و دو زن دارد
مادرش دور از همسر زنده مانی می کند و معتاد است
تازگی ها دوست من دوست تمامی لحضات زیبائی من، همسری برگزیده است
وپدر نا خشنود از این عمل او گفته است پرسش را که بیا همسرت را رها کن من برای تو چنان خواهم کرد که دگر چنین....
خون دل می خورد و می خندد
هر شب کنار پیاده رو
همانجا که امسال پدرش دست به جیب و بی توجه می گذرند
پارچه ای پهن می کند و دست فروشی می کند
اما ، اما غیرت نمی فروشد.
دیگر نتوانستم بنویسم .سخت است. سخت
بااحترام به دوست عزیزم :
دوست دارم.
sayeesabz
اما آنان كه دم از ....
چند وقته خيلي روي رفتار وكردار خودم ودوستان و....... توجه دارم.
گاهي كه مي خوام صحبت كنم چند بار كلامم رو تغيير مي دم كه كلامي كه از لبان اين حقيربيرون مي آيد خداي نكرده دروغ،غيبت،تهمت،يا اشتباه نباشد.
اين مراقبت شامل چيزهاي ديگه هم ميشه حتي موقع توصيف گروه يا افراد خيلي مراغبت مي كنم اما وقتي مي بينم دوستاني هستند كه دم از انديشه مي زنند وتفكر واخلاق وبعد خود اين گونه عمل كه نه حتي سخن هم نمي گويند رنج مي برم وبيشتر خودم كه جزو همان دسته هستم.
دوستي مي گفت كه رفتم به مطب دكتري براي اينكه او مرا معاينه كند و.....
حضرت دكتر مرا نگاهي كرد و با او سخني گفتم وبه نگاهي دوباره كرد وگفت سيگار هم مي كشي ؟؟؟؟؟؟؟
گفتم بله .
گفت همراهت هست؟
گفتم بله.
گفت يك نخ بده به من؟
گفتم حضرت دكتر براي چه؟
گفتم بكشم.
گفتم دكتر عزيز بد .مضر و......
گفت بده به من من دادم وآتش زد كشيد به من نگاه كرد وگفت برو بيرون وپولت را از خانم منشي بگير وبرو وديگر اينجا نيا!!!!!!!
دوستي بلافاصله گفت بابا اين دكتر ها همه اينگونه اند چرت مي گويند وعمل نمي كنند .
گفتم عزيزم چرا اينگونه جمع مي بندي؟
اينهمه دكتر خوب ومتعهد و.....
گفت كم هستند.
گفتم همين كم به شما اجازه نمي دهد كه اينگونه جمع ببنديد.
حالا اين دوست ما كه دم از روشنفكري وعقل واخلاق و...اينها نمي زند بي چاره سرش به لاك خودش هست ونمي داند ملكيان كيست وفلاني چه كرد و .....
ولي اما چي بگويم از آنان كه اينگونه دم مي زنند اما باز هم عمل كه بماند حتي اينگونه سخن نمي گويند اصلا بگذريم از اين اخلاق حداقل علمي سخن بگوييد.
اميد است كه اين حقيير اينگونه نياشم وبه آنچه مي گويم عمل كنم.
سالروز تولد مادر بزرگ اسلام حضرت زهرا (س) وروز زن را به تمامي مادران وجامعه زنان تبريك عرض مي كنم.
بااحترام:
sayeesabz
یادم نیست این مطلب رو کی نوشتم شاید 14یا15 ساله بودم. تو نوشته های قدیمیم پیداش کردم ناقصه اما گفتم .....
به نام او
به نام او كه من، در محضرش توهمي بيش نيستم،
اين باردراين خواب قرعه به نام من افتاد تا شرح كنم آنچه تو در اطراف خودمي بيني و مي شنوي و مي خواني
هرآنچه كه در اطراف خودمي بيني توهمي بيش نيست هرچه هست مخيلاتُ و توهماتِ كسي است كه ما در خواب او واقع شده ايم،بگذار تا چیزی را برايت بگويم،
من و تو هم جزءِ كوچكي از خواب او هستيم نه من ونه توهيچكدام واقعيت خارجي نداريم هرچه مي بيني توهم است اصلاً توچيزي را نمي بيني،اوست كه مي بيند،اوتورا آن گونه تصور كرده است كه با اراده او ببيني،با اراده او بشنوي وبا اراده او بنويسي،
اوست كه تورا به وجود آورده ووجود توبراي اوست من وتو همانند عروسكِ خيمه شبازيي هستيم كه مارا هر گونه كه عروسك گردان بخواهد حركت مي دهد وما هيچ
اختياري ازخودمان نداريم،
هرآنچه كه گفتم الفاظي بيش نيست و اين الفاظ همه تصورات او است هرآنچه كه گفتم خواسته اوبود اواين چنين اراده كرده بود
كه من اينگونه سخن بگويم
هرچه مي بيني،مي شنوي، مي نويسي،مي خوري، مي نوشي
حس مي كني،مي انديشي،همه توهمات و ساخته هاي اوست
اصلاًتو نمي بيني،نمي شنوي،نمي نويسي،نمي خوري،نمي نوشي حس نمي كني ونمي انديشي بلكه اوست كه اينكار ها راانجام مي دهدواوست كه ميخواهد تو اينگونه باشي باورت نشد!
حق داري
چون او مي خواهدكه توباور نكني
نمیدانم چرا این مطلب رانوشته بودم شاید ازبارکلی چیزی خوانده بودم یا استدلال مخی در خمره ،یادم هست که هیچکدام را نخوانده بودم
چرا؟
sayeesabz
دین و اخلاق از منظرسورن کیر کگور
با حضور دکتر غلام حسین توکلی (استاد دانشگاه اصفهان)
زمان : سه شنبه هفتم خرداد ماه 87 ساعت 5
مکان :سه راه ادبیات ؛ مجتمع دکتر شریعتی جهاد دانشگاهی، سالن شورا.
برگزارکننده: سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی دفتر دانشکده ی کشاورزی و علوم ریاضی
نمي خواستم برم مي دونستم آخرش چي ميشه برنامه ديگه اي هم براي خودم ريخته بودم اما رفتم
با تاخير رسيدم. رديف عقب نشستم دكتر توكلي صحبت مي كرد آرامش خوبي داشت ومن فكر مي كردم
كير كگور
چند بار نزديك بود.......
جلسه خوبي بود دكتر بيشتر از اينكه به نحو علمي به كيركگور بپردازه بايك رويكرد درونگرايانه وبه تعبير من اون جوري كه به سيد ياسر گفتم بارويكرد كير كگوري درباره كيركگور صحبت كرد استاد جالبي بود .به قول محمود مقدسي انسان با اخلاقي بود ،كه بود.
جلسه تموم شد وسوالها بيشتر دكتر از كير كگور دور مي كرد وشايد هيچ كس كير كگور رو درك نكرده بود (شايد) واين من رو اذيت مي كرد.
جلسه به واقع تموم شد البته با سخن صريح محمود مقدسي .
رفتيم به ميهمانسراي جهاد .من توي راه تجربه عجيب خودم رو درباره خوندن آثار كير كگور به استاد گفتم واستاد گفت اين تجربه حكايت از نفس سالم وخوندن دقيق وعميق شماست.
نميدونم به واقع نمي دونم
من خداحافظي كردم ورفتم توي راه خيلي فكر كردم اما نميدونم به چي . رفتم جائي نشستم وديدم حالم به طرز وحشناكي خرابه با چند تن از دوستان تماس گرفتم تا برم پيششون تا از اين حال در بيام اما همشون مشغول بودن ومن چيزي نگفتم ورفتم خونه وقتي رسيدم خونه تازه بدبختي هاي من شروع شد مادرم اومد پيشم وگفت كرفتم برات خواسگاري و پدر دختر خانم اينجوري مادرش اينجوري وخودش ........من كه جوابم مثل هميشه نه بود گفتم رشتش چيه؟ رياضي. رياضي رو دوست دارم.
رفتم توي اتاق اولين چيزي كه ديدم كتاب ايمان گروي بود كه روش نوشته بود كيركگور. گريم گرفت بازم نمي دونم چرا؟
كير كگور
يادمه چند سال پيش وقتي عبدالكريم رشيديان ترس ولرز رو ترجمه كرده بود سيد ياسر به من گفت اين كتاب رو بخون من هم خريدمش ورفتم مسافرت ودرحين سفر شروع كردم به خوندن كتاب
برام عجيب بود ،حالتهاي متفاوتي پيدا كرده بودم فتوي خودم رفته بودم مدام فكر مي كردم بايد تصميم بگيرم ،اظراب ، آشوب وگه گاهي از چيزائي كه دوستشون داشتم دست مي كشيدم حتي خوردن وآشاميدن
به يكي از دوستان كه انسان عالمي بود وهست زنگ زدم وبراش احوالاتم رو تعريف كردم واون بهم گفت كه ديگه نخونم ومن نخوندم اما تغييري ايجاد نشد
مي دونستم امروز نبايد مي رفتم اما رفتم
حالم خوب نيست احساس مي كنم بايد تصميمي بگيرم اما چه تصميمي ؟!
احساس مي كنم بايد از چيزي بگذرم اما از چي من كه مثل كير كگور ريگنائي ندارم كه بخوام ازش بگذرم
اما بايد از يك چيزي بگذرم شايد از خودم نمي دونم
هيچي نمي دونم فقط مي دونم حالم خوب نيست.
sayeesabz


