باسلام
دوست عزیز این نوشته که می خوانی ماحصل درخواست این حقیر از دوست واستاد دانشمند عزیز جناب آقای سید محمد عیسی نژاد است.لازم به ذکر است که این نوشته فی البداهه نگارش شده است با نظر به این که نگارنده شاگرد جناب استاد ملکیان بوده است ،این متن خواندی خواهد بود وقابل تامل.
ملکیان در کسوت معلمی وروشنفکری
اما ملکیان به عنوان یکی ازآباء روشنفکردینی، پروژه روشن فکری خود را جمع عقلانیت ومعنویت می داند وعلت شکست اصلی فرهنگ ها وتمدنها رادررهبری وهدایت بشریت توجه بیش ازحد واندازه به یکی از این دوعنصرمی داند.
ایشان درباب عقلانیت بیشتر به تحلیل مفهوم عقلانیت توجه داشته اما این عقلانیت کدام عقلانیت است غربی یا اسلامی یا شق سوم؟اما ایشان با زیرکی فراوان از تبین آن شانه خالی کرده اند .از برخی جزوات ودست نوشته هایش می توان فهمید که عقلانیت مورد نظر ایشان اسلامی ودینی نیست. بیشتر تلاش ایشان در طی این سالها تبین وتحلیل معنویت ومولفه های آن بوده است.
در نظر آقای ملکیان انسان معنوی تلاش دارد اولا خود را بشناسد وثانیا خودش باشد وثالثا خودش را باشد ورابعا خودش را بهتر کند.انسان معنوی کسی است که به دنبال آرامش، شادی وامید است و راه او از راه انسانهای عادی جداست وچون نگاه به گذشته ندارد در زندگیش غم ، حسرت وپشیمانی ندارد وچون نگاهش به آینده نیست اهل آرزو اندیشی نمی باشد ودر حال ،زندگی می کند در نظر ملکیان انسان معنوی الذاما انسان متدین نیست. تعبد در نظر ملکیان تقلید وعقیده پرستی است که مانع خود شناسی وخود بودن است بنا براین به نظر ایشان دین در زندگی مدرن جایگاهی ندارد لذا انسان معنوی از نظر وی سیمون وی ومادر ترزا است.
خا نه هامان سياه بود و تاريك
دلهامان سفيد بود وروشن
بادلهامان خانه ها را رو شن مي كرديم
اكنون
خانه هامان سفيد وروشن
دلهامان سياه وتاريك
وبه روشنائي خانه هامان نمي توان دل ها را روشن كرد.
اينجا جائي ديگر است
صبحها مي روم سر كلاس،دانش آموزان بر مي خيزند ومي نشينند.
درس را شروع مي كنم
فارسي
مشهدي اصغر درس خواندن را دوست دارد.
هزار بايد بخواني تا بتوانند كلمات را درست تلفظ كنندوبعد هزار بار بايد بنويسي تاياد بگيرند چگونه بنويسند وبلاخره هزار بار بايد بروي سرشان بايستي ويا كنارشان بنشيني تاغلطهايشان را بگيري وتازه ياد نمي گيرند فقط حفظ مي كنند. تا به اينجا كل كتاب را حفظ كرده اند
رياضي
كتابهاي رياضي را در بياوريد 4=2+2
اما اول بايد زور فهمشان كني كه رياضي بدردشان مي خورد. بازهم حفظ مي كنند
شاگر فعال كلاس پير زني است 70 ساله كه تلاشش حيرت بر انگيزست.
زنگ تفريح
زنگ تفريح كنار هم مي نشينند واز خودشان وروزگاروبچه هايشان وازهمه خنده دارترازعروس هايشان مي گويند كه جوون مرده عروس من سر تنه دارد اينهوا اما دوتا ازلباسهاي من راكه
مي خواهد بشويد گريه مي كند و.......
صاحبخانه ام پير زني است مهربان كه مهربانيش از حد گذشته ، وقتي مي آيم مي بينم لباسهايم را را در تشت گذاشته ومي شويد وبه زور غذا خورم كرده كه اگر نخوري بايد بدهم گربه بخورد ودر به در به دنبال اين است كه مرا از تجرد در آورد
هر شب به خانه هم مي روند وبه اصطلاح خودشان درس ها را با هم ديگر تمرين مي كنند تا ياد بگيرند وبه اصطلاح من حفظ كنند.
اوغات فراغتم را جواناني پر مي كنند كه بادرد دلهايشان مرا كلافه كرده اند آخر هميشه قصه ليلي ومجون است كه ليلي با من چه كرد شما مي گوئييد در مقابل چه كنم ويا ليلي به من گفت كه اگر تو نباشي خواهم مرد وخودكشي مي كنم واز اين لاف هاي بي در وپيكر
از مدرنيته
از اهالي مدرنيته بدين شهر غير از حضرت اديسون وگراهامبل و....... نت هم آمده ودوباشگاه بيليارد اما نت را بيشتر در خانه ها استفاده مي كنند وكافي نتي .... ما كه نديديم. مي گويند زني كه مادر دوسه بچه بوده وهمسر فلاني به دنبال عشق مجازيش ره كرمان پيش گرفته ودر آنجا گرفته اندش
واز سروش وملكيان وغيره به زور هم نمي توان خبري پيدا كرد با آنكه اكثر تحصيل كرده اند.
نوبتي هم باشد نوبت پير زن دوست داشتني من است. در كلاس مي پرسيدند كه چرا آمده ايدودرس مي خوانيد هر كس جوابي داد واو با معصوميت خاصش برخواست وگفت كه مي خواهم قرآن خواندن را ياد بگيرم .
آمده بودم براي كاري كه خوشبختانه با آن كار كه برايم مهم بود واگر انجام نمي دادم به مشكل بر مي خوردم اين كار جالب را به گردنم انداختند .تجربه جالبي بود چيزهاي زيادي آموختم ومهم ترين چيز تلاش بود.
من تلاش را به چشم ديدم واز خود خجالت كشيدم.
من از تك تك اين پير زنهاي ساده دل ياد گرفتم.........

