سلام
این بار می خواهم از دوستی برایتان بگوبم که خداراهم می خنداند.
اسم های مختلفی دارد ........... ، .........، ..... همانند زندگیش که ابعاد گوناگونی دارد.
همه می گویند زندگیش زیباست
چون همیشه لبخند بر لبانش شکفته دیدند.
گویند که نداند غصه وغم به چه معناست ولی
من می دانم
پدرش سرمایه دارست و دو زن دارد
مادرش دور از همسر زنده مانی می کند و معتاد است
تازگی ها دوست من دوست تمامی لحضات زیبائی من، همسری برگزیده است
وپدر نا خشنود از این عمل او گفته است پرسش را که بیا همسرت را رها کن من برای تو چنان خواهم کرد که دگر چنین....
خون دل می خورد و می خندد
هر شب کنار پیاده رو
همانجا که امسال پدرش دست به جیب و بی توجه می گذرند
پارچه ای پهن می کند و دست فروشی می کند
اما ، اما غیرت نمی فروشد.
دیگر نتوانستم بنویسم .سخت است. سخت
بااحترام به دوست عزیزم :
دوست دارم.
sayeesabz


